شعر و داستان و مسائل كودك و نوجوان

تا پريدم از زمين
روي بام آسمان
زير پايم سبز شد
بوته ي رنگين كمان
قصه گفتم با گلش
قصه اي با رنگ آن
قصه هاي زندگي
در دل تنگ جهان
سرخ و زرد و سبز شد
رنگ ها در پيچ و تاب
شد كبود، آبي ، بنفش
زير نور آفتاب
رنگ نارنجي گرفت
شاخه ها و برگ آن
تا شمردم هفت رنگ
از نگاهم شد نهان
.
سروده ی اصلان
************
دست خورشید گرفت
قطره را از دریا
ابر از راه رسید
برد با خود او را
گفت باید برویم
پشت آن کوه بلند
تا که بر چهره ی گل
بنشیند لبخند
قطره فریاد کشید
مادر من دریاست
تنش آبی رنگ است
موج هایش زیباست
ابر فریاد کشان
از سر کوه گذشت
قطره را کرد رها
تا که افتاد به دشت
دست یک بوته گرفت
قطره را از تن خاک
گفت به به ! چه زلال!
چه درخشان و چه پاک!
من از او زنده شدم
زندگانی زیباست
قطره گرچه کوچک
دلش اما دریاست.
سروده سروده ي اصلان
جاي ماهي ها
در دل درياست
عجب غوغايي
در دريا به پاست
بالش ماهي
موج بي قرار
از زير سرش
مي كند فرار
مي پرد از خواب
ماهي زيبا
چراغ خورشيد
در چشم آن ها
هر قطره باران
اين جا و آن جا
مي سازد حباب
بر سقف دريا
مي زند ماهي
با دمش بر آب
با ضربه هايش
مي تركد حباب
باران مي سازد
حبابی بر آب
بچه ماهي باز
مي كند خراب
هم بازي شدند
باران و ماهي
بازي مي كنند
در دريا گاهي
۱۷/۷/۸۶
سروده ی اصلان
دنگ و دنگ و دنگ
دنیای کودک
دنیای بی جنگ
بی خشم و نفرت
بی توپ و تفنگ
دنگ و دنگ و دنگ
دنیای کودک
رنگین و زیبا
چون شاپرک ها
در باغ دنیا
دنگ و دنگ و دنگ
دنیای کودک
پاک پاک پاگ
مثل آینه
بی غبار و خاک
16مهر روز جهاني كودك
گرامي باد
جهان بي خشونت و جنگ ، در جهان
شايسته ي انسان ، كودكان
عشق و دوستي و شادماني
آزاد
کینه ، دشمني ، آزار
ممنوع!
