تبليغاتX
ادبیات کودک و نوجوان - نقطه ي غم










نقطه ي غم

نقطه ي غم
*******
ديشب كه توفان ،

در باغ پيچيد؛

يك شاخه را كند.

يك غنچه را چيد.


شد قلب گل ها ،

از غصه لبريز.

گويا رسيده ،

از راه پاييز.


فردا كه آمد،

خورشيد زيبا؛

همچون درختي ،

بر بام دنيا؛


روييد هر جا ،

صدها جوانه.

زد رنگ شادي ،

بر باغ و خانه.


غم نقطه اي شد ،

در خط پايان.

شد چهره ي باغ ،

خندان خندان
.

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه 1386/06/27 توسط اصلان قزللو| لينک ثابت |