تبليغاتX
ادبیات کودک و نوجوان - شادي










شادي

ديشب كه توفان
در باغ پيچيد ،
يك شاخه را كند.
يك غنچه را چيد.

باغ دلم شد
از غصه لبريز.
گويا رسيده
از راه پاييز.

چندي پس از آن ،
ديدم در آن جا
صدها جوانه
در باغ زيبا

گل هاي قرمز
شاداب و زيبا
گل هاي ابي
هم رنگ دريا

بر غنچه ي لب
روييد خنده
چون ديد باغم
شد سبز و زنده!
15/2/69

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه 1386/05/05 توسط اصلان قزللو| لينک ثابت |