تبليغاتX
html> ادبیات کودک و نوجوان - من و آدم برفی
ادبیات کودک و نوجوان

شعر و داستان و مسائل كودك و نوجوان

برف و برف و برف

نشسته رو سنگ

پوشیده باغچه

پیرهن قشنگ

 

صدایی آمد

از دل باغچه

آدم برفی بود

با دو تا زاغچه

 

می گفت : بچه ها

شاد شاد شاد

بازی با برف

عجب حالی داد.

 

من هم زدم برف

به آدم برفی

خنده ها کردم

او نزد حرفی

 

گلوله ی برف

می خورد به سرش

به دست و پاهاش

ببین اثرش

 

فردا که خورشید

تابید و تابید

آدم برفی را

هیچ کسی ندید.

۲۲/۱۰/۸۶

نوشته شده توسط اصلان قزللو در شنبه 1386/11/20

لينك مطلب