شعر و داستان و مسائل كودك و نوجوان
- الو ، الو،
مركز امداد!
يك خبر بد،
مامان شد بي هوش؛
به زمين افتاد.
- الو ، بچه جان!
ادا در نيار؛
تلفن نزن
فيلم بازي نكن؛
برو پي كار.
- الو، الو،
به خدا مامان،
رنگش پريده،
گريه ي من را ،
حتا نشنيده.
- ساكت شو بچه!
تلفن را بذار.
مركز امداد،
اين همه شلوغ،
اين همه پركار!
" چشم هاي رابرت،
خيره روي در.
رو تن كوچه .
اما از امداد ،
نيامد خبر."
"كوچه را پر كرد،
صداي آژير،
ويژ و ويژ و ويژ،
يك پليس آمد؛
اما خيلي دير.
"گريه ي رابرت،
فرياد مرجان،
پيچيده حالا،
از آمريكا ،
تا توي ايران.
مركز امداد!
مردم جهان!
اين جا و آن جا.
جدي بگيريد ،
حرف كودكان! 7/11/86
